زیمل از نخستین جامعه شناسانی بوده که به جهان فراغت و پدیده مصرف گرایی توجه ویژه ای  داشته است . این امر در مقاله او با عنوان "مد" قابل مشاهده است  او در این مقاله متغیرهای - مربوط به پوشاک ، آشپزی ، هنر ، معماری و موسیقی و خواه چیزهای دیگر در فرهنگ مدرن را جستجو و بررسی می کرد . به نظر وی در دوران مدرن ، برخلاف گذشته چنان انواع گسترده ای از انتخاب برای مصرف کننده را عرضه می کند که به افراد امکان می دهد خود را از دیگران متمایز سازند . به دیگر سخن مردم به مدهای جدید و متفاوت با آهنگی پر شتاب تر جذب می شوند . چرا که می خواهند به هویت شخصی متمایز خود شکل دهند . با وجود این مد تنها مساله انتخاب های فردی نیست ، در واقع این انتخاب ها تقسیمات طبقاتی و تحرک اجتماعی سامان می دهد.

   اما عمدۀ تأملات زیمل درباره مصرف – مقاله ای با عنوان «کلان شهر و حیات ذهنی » (1964) جمع شده است ، همین پدیده های مصرف و مد ، جزئی از دل مشغولی وسیع تر زیمل درباره تناقص فرهنگی است در نظر زیمل ، آزاد شدن فرد از تمامی قید و بندهایی که جامعه سنتی در قالب همبستگی های گروهی برآزادی فرد می نهاد ، نوید بخش بروز فردیت است ، همین مرز خود را در حصار جامعه ای می بیند ، که این فشار ساختاری در حالی عمل می شود که شهر و مبانی تعلقات گروهی را نیز از بین برده است . درگیر شدن در نقطه تقسیم کار -دست مایه های هویت و تمایز از دیگران را نیز زایل کرده است در چنین وضعیتی ، شیوه خاص مصرف کردن راهی برای بیان خود در رابطه با دیگران و انبوه جمعیت حاضر در کلان شهر است .

  به اعتقاد زیمل فرد فقط از طریق بسط شدید فردگرایی که هدف آن دنبال کردن نمادهای مد و منزلت است ، می تواند فشارهای زندگی مدرن را تحمل کند اینگونه مصرف کردن راهی برای اثبات خود و حفظ اقتدار فردی است. البته در نظر زیمل مد علاوه بر آنکه منبعث از فشارهای ساختاری کلان شهر است ، نماد تمایز طبقاتی نیز هست در همین جاست که توجه زیمل به کارکرد دوگانه مد آشکار می شود . مد در یک وجه خود اعلام تمایل فرد برای متمایز شدن از دیگران و بیان خواست فردی و خواست فردیت است ؛اما وجه دیگر آنکه جنبه طبقاتی دارد ، سبب همبستگی گروهی و تقویت انسجام اجتماعی طبقاتی است . ( باکاک 1381:26).